ميرزا محمد على وفا زواره اى

113

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

بزم درست را كه رشك روضهء خلد آمده * دست نُه افلاك ، آنجا عود در مجمر گرفت پشّه‌اى كز دستگاه قدرتت ، پرواز يافت * نيروى بال‌وپر شهباز « 1 » ، از شهپر گرفت لوحش اللّه ، زان همايون گوهرى كاندر بهاش * جان هفت اقليم خود را ، با خَزَف ، همسر گرفت اين چه جاه و رفعت و قدر « 2 » است يا رب كش ملك * خويش را بر آستان ، چون پاسبانِ در گرفت اين چه دريايى است طوفان‌زا ، كه فلكش را فلك * پيش كمتر موج ، خود را كمترين لنگر گرفت خاك درگاه تو را ، خاصيت آب بقاست * رو به ظلمت باشد آن راهى كه اسكندر گرفت برتر آمد گوهرت ز آنجا كه خلاق جهان * با كتاب خويشتن تالى يكديگر گرفت با چنان برهان كه دارم ز انبياى ما سلف * مىتوانم مر تو را در رتبه بالاتر گرفت مىببال اى اصفهان در رتبه ، بر باغ جنان * زان كه مأوا در تو ، نور چشم پيغمبر گرفت داد از كف خواجگى ، هركس غلامى تو جست * خورده بر جاه سلاطين بلند افسر گرفت آن منم ، خواهى اگر دانى كه در اوصاف تو * نطق لالم از دهانِ طوطيان ، شكر گرفت

--> ( 1 ) - ( نم : نيروى بال‌وپر شهباز از شاهين پر گرفت ) ؟ ! ( 2 ) - رفعت قدر